همانند خونی در درون رگهایمجاری شدیو من از تو جانتازه ای گرفتم ...وقتی چشمانتطلوع می کندهمچون گل آفتابگردانی،خیره به تماشای تو می شومو هر گاه نسیم عشقتبه من می وزد،نفس تازه ای می گیرم ...بیا و با آمدنت
برچسب:
نویسنده: ابوالفضل فدایی
******************************* امشب از عشق تو افسانه شدمدر تب عشق تو دیوانه شدم پرم از خیال شمع و گل و شعرمن به دور تو چو پروانه شدم بس کن این آشفتگی ها را عزیزاز غمت راهی میخانه شدم روز و شب در آرزو
برچسب:
نویسنده: ابوالفضل فدایی
******************************************** شبخیالت راقطره قطره بر روی مزرعه دلم می پاشم تا بذردوست داشتن سبز بماند.................................اقلیم آب و هوایت را دوست دارموقتی که موسم بادهایعاش
برچسب:
نویسنده: ابوالفضل فدایی


سکوتت را
دوست دارم...
وقتی تمام گنجشکان
ترنم عشق را بر لبانت بوسه می زنند....
به قلم :
#زهرا میرزایی(ارنواز)
سه شنبه 22/مرداد/1398
برچسب:
نویسنده: ابوالفضل فدایی
آن زمانی که پنجره ی نگاهت را به سمتممی گشایی و مرا به خانهی دلت دعوت می کنی...و ترنم عشق را در تار و پود جانم می نوازی...و با دو فانوس چشمانتنهانخانه ی تاریک دلم را روشن می کنی...و هزاران بلبل خفت
برچسب:
نویسنده: ابوالفضل فدایی
پاییز عشق تو چه زیبا بودبا تو جهان مانند رویا بود هر لحظه شور عشق من با تومانند رقص موج دریا بود ماه نگاهت بر دلم تابیدانگار نور عشق پیدا بود اوج طنین واژه های تومانند بلبل مست و شیدا بود چون پرتوی سو
برچسب:
نویسنده: ابوالفضل فدایی
من و تو هردو عاشقانه هایمان رامدیون پاییز هستیم...همین پاییز بود که با خش خش برگهایش روی کوچه ی احساسمان قدم گذاشت...همین پاییز بود که با هزار نقش فریبده از برگهایشما را چون بلبلی مست و شیدا کرد...ه
برچسب:
نویسنده: ابوالفضل فدایی


من از تو می نویسم...
در کنج ویرانه ی دلم.
بیچاره دلم !!!
از ازل به جرم دوست داشتنت...
به حبس ابد محکوم شده است.
به قلم :
#زهرا_میرزایی (ارنواز)
آبان 98
برچسب:
نویسنده: ابوالفضل فدایی
تو سکوت سرد خونهتا دلت گرفت بهونهوقتی از چشات دوبارهغم داره آروم می بارهبدون که عاشق شدیغرق شقایق شدیاز دنیا فارغ شدیوقتی که با چشمکای ستارهپر میشه شبهای تو از خاطرهبدون که پاییز شدیاز عشق لبریز شدین
برچسب:
نویسنده: ابوالفضل فدایی